على صدرايى خويى

691

فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى )

وجهه . باب چهاردهم : در ماجراء ميان پيغمبر عليه السلام وقريش رفت . باب پانزدهم : عنوانش خالى مانده است . باب شانزدهم : در معراج پيغمبر عليه السلام . باب هفدهم : ندارد . باب هجدهم : در رفتن پيغمبر صلوات الله عليه بسوى طائف . باب نوزدهم : در عرض دادن پيغمبر خود را در موسم حاج بقبيله عرب . باب بيستم : در بيعت كردن انصار با پيغمبر عليه السلام . باب بيست و يكم : در هجرت صحابه به مدينه . باب بيست و دوم : در هجرت پيغمبر عليه السلام . باب بيست و سوم : عنوانش خالى مانده است . باب بيست و چهارم : عنوانش خالى مانده است . باب بيست و پنجم : عنوانش خالى مانده است . باب بيست و ششم : در غزاهاى پيغمبر صلوات الله عليه . در اول باب دوازدهم آمده كه ( المجلد الثانى من جملة السيرة المصطفى ( ع ) ) وگويا نام كتاب سيرة المصطفى است . 2079 ) نسخه شماره : 4943 - 33 / 25 آغاز : وپوشانيدن وى جامه در كعبه چنين گويند كه نخست كسى كه جامه در خانه كعبه پوشيد تبع بود وتبع دو بودند يكى انجام : يكى را از قوم خزاعه بكشتند وقوم بنى خزاعه هم عهد پيغمبر صلوات الله عليه بودند وقريش به يارى بنوبكر رفتند وبنى خزاعه . افتادگى از آغاز و انجام ، نسخ ، بى كا ، قرن 10 ، جلد : مقواى لائى ، 134 برگ ، 20 سطر ، 18 * 25 سم تاريخ حضرت سيد الشهداء ( ع ) ( تاريخ معصومين - فارسى ) مطالبى است درمراثى حضرت سيدالشهداء ( ع ) به نقل از عين البكاء بروجردى ومحرق القلوب نراقى و ديگران به نظم ونثر 2080 ) نسخه شماره : 3217 - 227 / 16 آغاز : برو بريز زمرگم به فرق خاك سياه * اجل رسيد ان لا إله الا الله همان امين خداوند مهربان است اين * يقين بدان ملك الموت قبض جان است اين انجام : پرسيد يكى زمن كه تصديق تو چيست * اين هست على و آن عمر حق با كيست گفتم به جواب من يقين دانم و بس * اين شير خداست عمر ندانم . . . . كيست افتادگى ازآغاز ، نسخ ، براتعلى بن نوروز على ، پنجشنبه 27 جمادى الثانى 1255 ، جلد : تيماج مشكى ، 165 برگ ، بياضى ، 15 سطر ، 10 * 22 سم تاريخ حكمرانان اردلان ( تاريخ ايران - فارسى ) در اين رساله كه در دو بخش تدوين شده تاريخ وقايعحكمرانان اردلان بيان شده است . در بخش اول حكمرانان اين منطقه از آغاز صفويه تا سال 1228 به ترتيب تاريخى با ذكر مختصرى از جنگها ووقايع هر سال بيان شده است . حكمران اين حاكمان اغلب در سنندج